بار الها از کوی تو بیرون نشود پای خیالم

بعد از ابر

گفت : زندگی مثه نخ کردنِ سوزنه!
یه وقتایی بلد نیستی چیزیو بدوزی، ولی چشات انقد خوب کار میکنه که همون بار اول سوزن رو نخ میکنی،
اما هر چی پخته تر میشی، هر چی بیشتر یاد میگیری چجوری بدوزی، چجوری پینه بزنی، چجوری زندگی کنی،
تازه اون وقت چشات دیگه سو ندارن.
گفتم : خب یعنی نمیشه یه وقتی برسه که هم بلد باشی بدوزی، هم چشات اونقد سو داشته باشن که سوزن رو نخ کنی؟
گفت: چرا، میشه، خوبم میشه
اما زندگی همیشه یه چیزیش کمه.
گفتم چطور مگه؟
گفت : آخه مشکل اینجاست، وقتی که هم بلدی بدوزی، هم چشات سو داره،
تازه اون موقع میفهمی
نه نخ داری، نه سوزن ...

رمان : بعد_از_ابر

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
بنده خدا

ماه رسول خدا

از رهنمودهای مرحوم حاج آقا دولابی
رضوان الله تعالی علیه
درهر شبانه روز لا اقل یک سجده ی طولانی داشته باشید. هیچ عبادتی مثل سجده نیست
هر وقت فکر کردی واز خودت زشتی دیدی  استغفار کن زشتی را پاک می کند.
وقتی زیبایی دیدی بر پیامبر وآلش صلوات بفرست زیبایی را زیاد می کند
  واجبات را با اعتبار می کند وزیبایی هم می آورد.خلق در جهنمند با واجبات از جهنم بیرون می آیند و با مستحبات به مدارج بهشت نایل می شوند. ...عمل مستحبی مثل هدیه وپیشکش برای دوست است که ایجاد دوستی می کند
تسبیحات حضرت زهرا سلام الله علیها خواطر را زایل می کند
بیداری بین الطلوعین را ازدست ندهید
یکی از چیزهایی که طعمش زیر دندانم مانده بیداری بین الطلوعین است که از ساعات بهشتی است ودر آن موقع فضا آرام است
ذکر را هرچه آرام تر وآهسته تر بگویی بهتر به آسمانها ربط پیدا می کند. حتی اگر بالب هم نگویی راه به جایی پیدا می کند که انبیای سلف هم راه پیدا نکردند. به قول آن شاعر:" خودبه خود گوینده ی ایاک نعبد نستعینم"
هر وقت عطسه کردیدست ها را رو به آسمان بلند کن وبگو: إنی آمنت بربکم فاسمعون وصلی الله علی محمد وآل محمد. از این ذکر تو ملکی خلق می شود که به غیب الغیوب می رود برای تو عبادت وذکر خدا می کند
دو سه شب نیمه های شب را بیدار بمان ونماز شب بخوان بعد از آن اگر توانستی دیگر نماز شب نخوان. دو سه روز روزه بگیر پس از آن اگر توانستی دیگر روزه نگیر. سایراعمال خیر هم به همین ترتیب. کار ما خیلی کم است. کارما همان دوسه بار اول انجام دادن است.

برگرفته از مصباح الهدی
استاد مهدی طیب

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
بنده خدا

دلبری


رفقای خدا گناه هم بکنن
دوباره میرن در خونه خدا
دست پیش میگیرن
زرنگ باشن تهش طلبکار هم میشن .
تو ساده ای
زود میذاری میری
همه که مثل تو نیستن
از گناه موقعیت میسازن برای مناجات .
إلهِی إلیْکَ أَشْکُو نَفْساً بِالسُّوءِ أَمَّارَةً
میگه خدا میبینی در گیر چه نفس جانیِ خطرناکی شدم ؟
میبنی چه بلایی سرم اورده؟
تا یه‌ذره میاد رابطه ام با تو خوب بشه
میاد میزنه همه چیز و خراب میکنه.
تا میاد یه ذره ازمن خوشت بیاد
میزنه چشم و چال مارو کور میکنه
که نکنه به چشم‌ت بیام.
تو که از من خسته نشدی خدا ؟
تو که از من ناامید نشدی خدا ؟
حواسش نیستا
شده عزیز خدا
اون هی از گناهاش میگه
خدا هی لذت میبره از مناجات بنده‌اش
عرش و صدا میکنه
میگه بیایید ببینید چه دلبری میکنه
چه اشکی میریزه
بنده ی منه ها
هواشو دارم .

قسمتی از مناجات الشاکین - خمس عشر

inestagram:shahab_afshar_ir

برگرفته شده از پیج اقای شهاب افشار

۲ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰
بنده خدا

آخرین حلقه ارتباطی...

غم و غصه غروب جمعه
آخرین حلقه ارتباطی باقی مونده
بین تو و امام‌زمانت هست ..
خوشحال باش بخاطر این ناراحتی
موجوده زنده درد و میفهمه
وقتی قلبت درد میگیره
ینی هنوز نمرده
میفهمه یکی باید باشه و نیست
این هفته ای یه بار ناراحت شدن و اگه
کار کنی رو‌خودت بشه هفته ای دوبار
ینی پیشرفت کردی
غروب سه شنبه هم دلت ی ذره بگیره
یواش یواش احیاء میشی
ما توقعمون از خودمون کمه
فک میکنیم نمیشه که امام زمان بگه
فلانی هم بخاطر ما روز و شب نداره
فک میکنیم نمیشه آقا بگه چی شده
انقد آقا شده فلانی
چقد خانوم شده فلانی
یه بار آقا خوشش بیاد ازت تمومه ها
دیگه تا آخر عمر خودتو اتیش میزنی
دوباره ببینتت
دوباره تشویقت کنه
آسوده زندگی نکن
مزه نداره
دغدغه داشته باش
غم داشته باش
آقا راضی نمیمونه ناراحت بمونی
یه جا یواشکی آمار بهت میده که ''تو هم بعله،
خیالت راحت باشه''
اونوقت میفهمی زندگی ینی چی؟

غم غروب جمعه رو دست کم نگیر
این آخرین پیوند تو با امام زمانته

 

inestagram:shahab_afshar_ir

برگرفته شده از پیج اقای شهاب افشار



۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
بنده خدا

باز باران با ترانه...

باز باران..
با ترانه
دارد از مادر نشانه..
بوی باران..
بوی اشک مادرانه
 پر ز ناله
کودکی با مادری پهلو شکسته
سمت خانه..
کوچه ها و تازیانه
گریه های کودکانه
حمله ی نامرد پَستی وحشیانه
تازیانه  تازیانه. .
پس چرا مادر، چرا گم کرده راه آشیانه..
باز باران.
دانه دانه ،حیـدرانه
بی صدا و مخفیانه
آه ، از غسل شبانه
زینبــانه
لرزه افتاده به شانه
پشت تابوتی روانه
بـــــاز  بـــاران
باز ایام فاطمیه
 

۲ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
بنده خدا

چند روز دیگر

با تمام ترکش هایی که روی دیوارهای خیابان منتهی به حرم را چنگ انداخته هنوز هم میشود چند قدمی را آسوده تا انتهای خیابان برداشت .

در انتهای خیابان ستاد تبلیغاتی یک کاندیدای مجلس است که شب ها صدای شور هوادارانش کل محله را بر میدارد .

بچه ها در حسینیه شور یاد امام و شهدا را گرفته اند ، از وقتی حاج سعید آمده انگار همه منتظر این نوحه بوده اند . حاج سعید گفت خجالت میکشد پیش مدافعین سخنرانی کند

سخنران یک قلپ آب خورد و گفت اگر رفع حصر میخواهید باید همه پای صندوق بیایند . نباید بگذاریم افراطی ها پا در مجلس بگذارند ‌. به تمام سی نفر رای بدهید .

عین سی نفرشان هم در محاصره در آمده بودند . چیزی تا قتل عامشان نمانده بود . یک پیام صوتی گذاشت برای همسرش . مواظب خودت و بچه ها باش .

بچه ها تا نیمه های شب پوستر و تراکت پخش میکردند ، چند روزی بیشتر تا جمعه نمانده و لیست ها دارند هرروز بیشتر میشنود .

آخرین لیست شهدا را بر روی در حسینیه چسبآندند . از دیروز از عبدالرضا خبر ندارم ، چشمم روی اسامی سر میخورد و خیلی زود اسمش را پیدا میکنم . عبدالرضا مجیری ! برگه ی وصیت نامه اش دست من است .

برگه ی سوابق آقای کاندیدا را در تیراژ بالا زده اند . و سر هر چهار راه پخش میکنند ‌. آخرش نوشته :  این آن چیزی نبود که ما برایش جهاد کردیم ! امیدوارم من با رای شما حقوقتان را بگیرم .

به زهرا و محمدحسین فکر میکنم . که بغیر از درد بی پدری حالا باید سرکوفت حقوق بنیاد شهید را هم بخورند . چند خطی هم برای آنها نوشته :
٬٬ به زهرا خانم و محمد حسین گلم سلام می کنم و به آن ها می گویم که بابا همواره دعا گوی شما بوده و برای عاقبت به خیری‌تان دعا می کند ٬٬ .

عاقبت بخیری خیلی چیز مهمی است . اینکه تا آخرش پای اسلام بایستی ! اینکه دشمن به تو دل خوش نکند . ما دلمان به سلیمانی هایی خوش است که خواب را از چشم دشمن گرفته اند . حواست باشد که با رای ات دست حاج قاسم  را در تهران نبندی . خطر انگلیسی ها بیخ گوشمان است . چند روز دیگر عملیات داریم .

inestagram:shahab_afshar_ir

برگرفته شده از پیج اقای شهاب افشار

۱ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰
بنده خدا

تندیس

خیلی انرژی خودتو‌
برای کار خوب کردن خرج نکن ،
تا وقتی که با نفس ات به نتیجه نرسیدی .
اصلش ما نیومدیم کارِخوب بکنیم
کار خوب ما بدرد کجای عالم میخوره ؟
وقتی بدرد خودمون نخوره !
وقتی نفس و تربیت نکردی
اتفاقا هرچی کارخوب بیشتری بکنی
کار سخت تر میشه !
بالا تر از جون نداریم که ...
جونشو گرفته سر دستش رفته جهاد کرده !
ینی میدونسته پنجاه پنجاه زنده میمونده ها
ولی رفته ..
هم صدر اسلام داشتیم هم تو انقلاب و جنگ
ولی چون حواسش به بازی های نفس نبوده
وقتی برگشته طلبکار شده، سهم میخواد .
یه نفسی
توی تو کمین کرده
که از هر کار خوبت یه بت بسازه
بعد بشینید باهم بپرستیدش !
رفته تندیس و تقدیرنامه برات گرفته !
اینو آمارشو داشته باش !

inestagram:shahab_afshar_ir

برگرفته شده از پیج اقای شهاب افشار

۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
بنده خدا

وقت اضافه

سلام دوستان و همراهان گرامی...

ان شاالله ازین به بعد از پستهای پیج اقای شهاب افشار در مطالب وب استفاده میکنیم.امیدوارم مثمر ثمر واقع بشه.

بازی ایران و آرژانتین و یادته ؟
گفتیم داور سوت و بزنه
ما گل و خوردیم ..
بازی که شروع شد و رفتیم جلو
دیدیم نه ... مث اینکه میشه
از آرژانتین هم تو نیمه اول گل نخورد ..
نیمه دوم هم تلاش کردیم دیر تر گل بخوریم !
ولی گل نخوردیم !
چرا ؟
چون حواسمون بود قراره گل بخوریم ،
بالاخره آرژانتینه ها .. مسی داره !
کی گل و خوردیم ؟
اون وقتی که فک کردیم بازی تموم شده !
تو وقت اضافه ‌..
نفس هم برای بهم ریختن ات برنامه داره ..
دم به دقیقه نمیاد پیشنهادای طلایی بده
یه هفته بات همراهی میکنه ،
وقت اضافه ضربه شو میزنه میره ...
حواست باشه قراره از نفس بخوری !
نگو من دو نیمه رو بردم !
ما غالب ضربه هامونو تو وقت اضافه میخوریم ..
حواست به وقت اضافه ها باشه

inestagram:shahab_afshar_ir

۳ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
بنده خدا

پله های صعود و سقوط

گوزنی بر لب آب چشمه ای رفت تا آب بنوشد. عکس خود را در اب دید، پاهایش در نظرش باریک و اندکی کوتاه جلوه کرد. غمگین شد. اما شاخ های بلند و قشنگش را که دید شادمان و مغرور شد.  در همین حین چند شکارچی قصد او کردند. گوزن به سوی مرغزار گریخت و چون چالاک میدوید، صیادان به او نرسیدند اما وقتی به جنگل رسید، شاخ هایش به شاخه درخت گیر کردو نمیتوانست به تندی بگریزد. صیادان که همچنان به دنبالش بودند سر رسیدند و او را گرفتند. گوزن چون گرفتار شد با خود گفت:  دریغ پاهایم که ازان ها ناخشنود بودم نجاتم دادند،اما شاخ هایم که به زیبایی آن ها می بالیدم گرفتارم کردند !

چه بسا گاهی از چیزهایی که از آنها گله مندیم و ناشکر پله ی صعودمان باشد و چیزهایی که در رابطه با آنها مغروریم  مایه ی سقوطمان باشد.

۵ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
بنده خدا

پنجره

مردی شبی را در خانه ای روستایی می گذراند. پنجره های اتاق باز نمی شد. نیمه شب احساس خفگی کرد و در تاریکی به سوی پنجره رفت اما نمی توانست آن را باز کند. با مشت به شیشه پنجره کوبید، هجوم هوای تازه را احساس کرد، و سراسر شب را راحت خوابید. صبح روز بعد فهمید که شیشه کمد کتابخانه را شکسته است و همه شب، پنجره بسته بوده است! او تنها با فکر اکسیژن، اکسیژن لازم را به خود رسانده بود!

افکارتان زندگی شما را می سازند؛ مواظب افکارتان باشید.

فلورانس اسکاول شین

۰ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰
بنده خدا